فضیلت

به خصایلی که موجب فضل و بزرگ منشی می شوند فضیلت می گویند. فضایل را می توان در پنج گروه تقسیم کرد: فضایل طبیعی (نظیر قدرت، سرعت)؛ فضایل اکتسابی (نظیر مهارت در نواختن ساز، بخشایش)؛ فضایل مربوط به خلق و خو (نظیر خوش خلقی، شوخ طبعی)؛ خصایل دینی (نظیر ایمان، پارسایی)؛ خصایل مربوط به منش (نظیر نیک خواهی، مهربانی). به مجموعه این صفات که باعث می‌شود تا فردی را بزرگ منش و نیک بنامیم فضایل می گوییم.






اخلاق مبتنی بر فضیلت عمدتاً با اشخاص سر و کار دارد. البته منظور از این سخن این نیست که این شاخه از فلسفه اخلاق محدود به داوری در مورد اشخاص است، بلکه افزون بر آن این گرایش، به راهنمایی کردار نیز می پردازد. خوب بودن حکم تعیین کننده فلسفه اخلاق معطوف به فضیلت است.

اخلاق مبتنی بر فضیلت با هر فضیلتی درگیر نیست بلکه تنها فضایلی خاص را مورد مطالعه و بررسی قرار می دهد. در حقیقت سر و کار این شاخه از فلسفه اخلاق با فضایل اخلاقی است. فضایل اخلاقی یعنی فضایلی که اخلاقی نامیدنشان موجه است. این توجیه یکی از وظایف فیلسوفان اخلاق مبتنی بر فضیلت است. مسئله دیگر این است که اخلاق مبتنی بر فضیلت به فضایل اکتسابی می پردازد نه فضایل طبیعی. فضایل طبیعی از حیث اخلاقی خنثی هستند.

اصولاً فلسفه اخلاق مبتنی بر فضیلت در میان فیلسوفان باستان رواج داشته است؛ با این حال نمی توان گفت که این گرایش در دوران رنسانس، روشنگری و قرن بیستم منسوخ گشته است. گرایش به فضیلت و فضیلت مندی همیشه در میان فلاسفه اخلاق مشهود بوده؛ با این وجود مهم‌ترین فیلسوفان اخلاق مبتنی بر فضیلت عبارتند از:

افلاطون: از نظر افلاطون فضیلت هر شئ همان چیزی است که آن شئ را قادر می سازد تا وظیفه خاص خود را به خوبی انجام دهد. یعنی این که اگر تمام اجزاء یک نظام برای انجام دادن کار مورد انتظار از آن نظام در حالت متکامل قرار داشته باشند آن نظام، نظامی فضیلتمند است.

ارسطو: ارسطو معتقد است که انسان دارای فضایل عقلی است؛ فضایل عقلی مشتملند بر فضایل نظری و فضایل عملی. انسان‌ها ممکن است از هیچ یک از این فضایل برخوردار نباشند، ممکن است یکی از این دو را داشته باشند و یا این که ممکن است از هر دوی آن‌ها بهره مند باشند. از نظر ارسطو عقل زمانی به نحو احسن عمل می‌کند که هر دوی این فضایل را در خود داشته باشد. از منظر معلم اول کمالات و فضایل اخلاقی در ارتباط با بخش غیرعقلانی نفس هستند. این بخش نفس بخشی است مرتبط با برآوردن امیال و خواهش ها. اگر عقل بر این بخش نفس نظارت کند آن چه به دست می آید فضیلت است.






عدالت

همه ما با مفهوم عدالت تا اندازه ای مأنوسیم. این مفهوم در سرتاسر مناسبات و تعاملات روزمره ما جاری و ساری است. با وجود این ادراک شهودی از اخلاق، اکثر ما تعریف روشنی از عدالت در دست نداریم. به هر حال عدالت یکی از غامض‌ترین و دشوارترین مفاهیم فلسفه اخلاق است و برای شناخت این مفهوم باید درکی کافی از چیستی فلسفه اخلاق داشت.

از دیدگاه ارسطو می توان عدالت را از دو منظر دید؛ یکی این که عدالت را به مثابه کل اخلاق بنگریم. یعنی هر آنچه درست است و نیک است عادلانه است و هر آنچه که عادلانه می خوانیم لاجرم درست است و نیک است. منظر دیگر این است که عدالت را به مثابه خود عدالت _ یعنی جزیی از اخلاقیات_ در نظر بگیریم. در این صورت عدالت تعریف خاص خود را دارد و ما می توانیم امری را عادلانه یا غیر عادلانه بخوانیم و از آن پس روشن کنیم که فلان عمل عادلانه آیا اخلاقی هم بود یا خیر؟

تئوری‌های عدالت عمدتاً مبتنی بر درک متقابل اجتماعی شکل می گیرند و نیز ارتباط میان قانون و اخلاقیات حاکم بر جوامع بر اساس تئوری‌های عدالت میسر می شود. نتیجتاً تمام این امور موجب موضع گیری اندیشمندان در رابطه با امر اخلاقی می‌شود و مانند هر موضوع فلسفی دیگر عقاید مختلف پیرامون این مسئله شکل می گیرد. عده ای قائل به عدالت طبیعی می شوند و عده ای در پی عدالت قانونی می روند. کسانی گرایش یه عدالت توزیعی پیدا می کنند و کسانی از پایه عدالت را غیراخلاقی عنوان می کنند.

با تمام این اوصاف از زمان افلاطون تا به امروز عدالت یکی از پیچیده‌ترین و جذاب‌ترین مباحث فلسفه اخلاق باقی مانده است.






سعادت

می توان اینگونه گفت که به نتیجه اخلاقی رضایت بخش برای انسان سعادت می گویند. پس سعادت امری مطلقاً اخلاقی است. سعادت یا رضایت وجدانی پدیدار نمی شود مگر به سبب عمل درست و نیک اخلاقی. به همین سبب هم سعادت در گفتمان دینی و مذهبی نیز مشهود است؛ زیرا این نوع گفتمان‌ها نیز غایتی اخلاقی دارند.

از زمانی که فلسفه اخلاق وجود داشته، مبحث سعادتمندی نیز مطرح بوده است و عملاً ذهن غایت نگر انسان ناخواسته مجبور به ادراک تصور سعادت است. هیچ دستگاه فلسفی اخلاقی هرگز منکر وجود و حضور سعادت نمی شود؛ زیرا با از بین رفتن مفهوم سعادت، غایت فلسفه اخلاق از بین رفته و این فلسفه کارکرد خود را از دست می دهد. همه فلاسفه اخلاق مطالب بسیار درباره سعادت و سعادت مندی، چه به صورت مستقیم و چه به صورت ضمنی، نگاشته اند.

مسلم است که نگاه همه فلاسفه به امر سعادت یکسان نیست و هر فیلسوفی بر مبنای دستگاه فکری اش سعادت را تعبیری خاص کرده. جالب آن که مهم‌ترین مؤلفه در به وجود آمدن مکاتب مختلف فلسفه اخلاق، تفاوت تعبیر چیستی سعادت از منظر فلاسفه مختلف است.






مکاتب
فراطبیعت‌گرایی

فراطبیعت گرایی تقریباً ابتدایی‌ترین نظام کامل اخلاقی است که بشر به آن دست یافته. این دیدگاه پایه اخلاقی ادیان بوده است و از دل نظام اخلاقی دینی به فلسفه اخلاق وارد شده است. بسیاری بر آنند که اصولاً فلسفه اخلاق این همان است با اندیشه دینی. هرچند که گزاره مذکور کاملاً مردود است اما گویای اهمیت این ریشه اخلاقیات نیز هست. فراطبیعت گرایی ناظر بر نظریه فرمان الهی است. به این معنا که آن چیزی درست و خوب است که خداوند به آن امر کند و آن چیزی نادرست و شر است که خداوند ما را از آن نهی کند. در نتیجه فراطبیعت گرایی گرایشی است از فلسفه اخلاق که تحت تأثیر فرامین الهی شکل گرفته است.

کسانی که قائل به گرایش فراطبیعی در اخلاق هستند در درجه اول ایمان به خدا را مسلم فرض می کنند. بر همین اساس تمام قوانین بنیادین از این منظر بر خواست خداوند مبتنی اند. به تبع قوانین بنیادین هستی بنیان‌های اخلاقی نیز بر خواست خدا استوار می شوند و در نتیجه خداوند خالق نظام اخلاقی فرض گرفته می‌شود و خواست او موجب تمایز درست از نادرست می گردد.

همچنین فراطبیعت گرایان معتقد به عینیت اخلاقند. یعنی اخلاقیات وجود خارجی و عینی دارند و نمود آن‌ها همان مفهوم تکلیف الهی است. با فرض عینی بودن اخلاقیات لاجرم باید پذیرفت که برای تکالیف عینی اخلاقی باید منبعی وجود داشته باشد. این منبع نمی تواند غیر شخص باشد؛ زیرا غیر شخص فروتر از شخص است و آن که فروتر از شخص است نمی تواند برای شخص تکلیفی تعیین کند. و این منبع نمی تواند خود هر فرد باشد زیرا فرد می تواند خود را از قید هر تکلیفی برهاند و مکلف به هیچ چیز تباشد. و نیز این منبع نمی تواند جامعه باشد زیرا این‌ها اگر ما را به انجام کاری غیر اخلاقی وادارند هیچ حجیت اخلاقی برای ما ندارند. در نتیجه تنها خدا می ماند که می تواند منشأ تکالیف ما باشد.

مسئله مهمی که برای فراطبیعت گرایان مطرح است این است که چگونه می توان از خواست خداوند با خبر شد؟ سیر تطور فراطبیعت گرایی مسیحی جوابی تقریباً جامع به این سوال داده است اما متأسفانه به سبب ضعف فلاسفه یهودی و مسلمان در امور فلسفه اخلاق در فلسفه این دو دین هیچ جواب مشخصی نمی توان یافت. پاسخ این سوال از منظر مسیحیان در چهار چیز خلاصه می شود: کتاب مقدس، کلیسا، نیایش و عقل. کتاب مقدس از این منظر بنیان سه شاخصه بعدی است و به ترتیب اهمیت دیگر شاخصه‌ها منظم شده اند.

در عین حال انتقادات فراوانی نیز به طبیعت گرایی وارد است. به عنوان مثال یکی از مهم‌ترین ایرادات به فراطبیعت گرایی را عنوان می کنیم:

تنها اصل قطعی جهان ما امتناع تناقض است. همه اصول شناختی ذهن انسان وجود دارند و وجودشان مستمر است به سبب وجود این اصل که هرگز دو امر متناقض نمی توانند مجتمع شوند. خداناباوران می گویند که «کشتن بد است.»؛ با این حال این افراد قائل به وجود خداوند نیستند. اگر فراطبیعت گرایی صادق باشد پس این اصل نیز صادق است که هرچه بد است به سبب نهی خدا بد است. با فرض این امر باید قائل شویم که اندیشه خداناباوران حاوی تناقض است. اما ما تناقضی در اندیشه خداناباوران نمی بینیم. پس فراطبیعت گرایی صادق نیست.






طبیعت‌گرایی

دستگاه شناختی ذهن انسان به راحتی میان اموری که در طبیعت وحود دارند و اموری که این چنین نیستند فرق می گذارد. مسئله این جاست که آیا درست و نادرست در طبیعت موجود است یا خیر؟ در حقیقت این سوالی است از جوهر اخلاق؛ سوالی درباره این که اخلاق طبیعی است یا مصنوع دست بشر است. پاسخ مثبت به مسئله مذکور، یعنی وجود درست و نادرست در طبیعت، گرایش طبیعی در اخلاق را بر می سازد.

طبیعت گرایان معتقدند که امور اخلاقی به صورت بنیادین در طبیعت هست. این افراد برآنند که اخلاق بخشی از نظام طبیعی اشیاء است. اندیشیدن درباره اخلاق به مثابه امری طبیعی تنها در سنت قانون طبیعی معنا می یابد. این دیدگاه اخلاقی بر این اصل بنیان نهاده شده است که اخلاقیات در ذات طبیعت و بشر نهادینه است و در همه جای جهان اخلاق تنها یکی است. در نتیجه این نظرگاه در مخالفت کامل با نسبی نگری اخلاقی است.

طبیعتی که مد نظر طبیعت گرایان است گاه به معنای کل کیهان استفاده شده و گاه به معنای طبیعت بشر. اما تا پیش از قرن بیستم غالباً تصور می شد که خداوند واضع و منشأ قانون طبیعی و به تبع آن اخلاق طبیعی است. برخی نیز معتقد بودند که خداوند خود حالّ در طبیعت و یا حتی عین طبیعت است. در قرون وسطی این اندیشه باب گشت که خداوند خالقی است که خود خارج از مخلوقش قرار دارد و خلق خدا همین طبیعت است و در نتیجه خدا در طبیعت نیست. اواخر قرن نوزدهم با در آمدن علم و فلسفه از زیر یوغ دین، این علوم تغییرات عمیقی کردند. در این میان اندیشه اخلاقی طبیعت گرا نیز بی نصیب نماند. در حقیقت در اوایل قرن بیستم نگاه اخلاق طبیعی از زیر نگاه خدا در آمد و خود طبیعت را به مثابه آن کل اخلاقی مفروض شد.

مهم‌ترین تأثیر گرایش طبیعی در اخلاق، زاده شدن فلسفه سیاسی، فلسفه علوم اجتماعی و فلسفه حقوق است. در حقیقت با بررسیدن اخلاق طبیعی راه شناخت تکوین قانون طبیعی بر ما گشوده می‌شود و از این طریق مرز میان فلسفه اخلاق با شاخه‌های مذکور مشخص می شود.





دلیری

شجاعت یا دلیری به معنی از‌جان‌گذشتگی و دلاوری در کارزار است و صفتی است از صفات نیکوی چهارگانه که حد وسط بی‌باکی (تهور) و ترسو بودن به‌شمار می‌آید. واژه شجاعت عربی است.
گفتاوردها پیرامون دلیری

ملاصدرا در تعریف آن گوید :

شجاعت خلقی است که افعال میان تهور و جبن که از رذائل‌اند دو طرف افراط و تفریط آنند.

ابن مسکویه نیز دلیر را این‌گونه تعریف می‌کند:

شجاع به هر کسی که دست به هر کار خطرناک و ترس آوری بزند نمی‌توان گفت، مثلاً اگر کسی در موقع خطرات طبیعی مثل زلزله، آتشفشان و یا گردباد، و یا از انواع بیماری‌های خطرناک، و یا در کشتی به موقع طوفان نترسد شجاع نمی‌توان نامید.

ویا در زمانی که همه چیز خوب و امن است مثلاً تصمیم بگیرد خود را از پشت بام به پایین پرت کند و یا بدون بلد بودن شنا وسط دریای خروشان بپرد شجاع نمی‌توان نامید. اینگونه اشخاص بیشتر از اینکه شجاع باشند، احمق و یا ساده‌لوح محسوب می‌شوند. بلکه شجاع کسی است که در هر سختی و مصیبتی و ناگواری، صبور باشد و زود خود را نبازد و شکوه و شکایت نکند، و همچنین در زمانی‌که کاری را بر عهده می‌گیرد (که از لحاظ عقل و منطق و شرط زمان و مکان پسندیده است) دیگر در هنگام اجرا اگر با گرفتاری و مشکلی برخورد کرد و احیاناً مورد تهدید و فشاری هم قرار گرفت، جا نزند و با استواری و استقامت کارش را دنبال کند.
این شخص را شجاع نامند و این صفت، یک صفت پسندیده و مورد تشویق و احترام می‌باشد.






رازداری
رازداری (به انگلیسی: Confidentiality)مجموعه از مقررات توافق شده یا پیمان نامه‌هایی است که دسترسی به بعضی اطلاعات شخصی یا تجاری را محدود می‌کند.






در وکالت

وکلای دعاوی بایستی برای دفاع از منافع موکلان خود به کلیه اظلاعات آنها که برای دفاع لازم است دسترسی داشته باشند. از این نظر رازداری بین وکیل و موکل نه تنها از مجاری قانونی بلکه طبق عهد نامه دوطرف که امضاء شده است لازم‌الاجرا است. البته بعضی از حوزه های قضایی برای این رازدای استثنا هایی قائل شده اند، بخصوص در مواردی که حفظ رازداری وکیل ممکنست به جرم و جنایت و یا تخریب اموال عموم یا اشخاص منجر شود. در این موارد وکیل می تواند به میل خود حداقل اطلاعات را افشا نماید، هرچند در بعضی حوزه های قضایی وکیل درصورت اطلاع ملزم به افشا است.






در پزشکی

رازداری یکی از ارکان اصلی رابطه پزشک و بیمار است. پزشکان برطبق قانون و بر اساس سوگندنامه بقراط، ملزم به حفظ اسرار مربوط به امراض بیماران خود هستند. در عین حال که دادگاه ها نمی‌توانند پزشکان را اجبار به ترک رازداری نمایند، در بعضی از کشورها و بعضی ایالت های آمریکا پزشکان را ملزم به افشای اطلاعات بیماران نموده اند. این موارد محدود به اطلاعاتی مانند اقدام به خودکشی، کودک آزاری، مجروحان با زخم گلوله، اطلاع رسانی بیماری های منتقل شونده از تماس جنسی به همسر بیمار و سقط جنین زیر سن قانونی به والدین است.






در تجارت

رازداری در تجارت عبارتست از حفظ اطلاعات مربوط به فرمول، طرح، روش، الگو، تکنیک، فرایند یا مجموعه‌ای از آنها که بصورت کلی در نزد شرکت ها وجود دارد و مزایای اقتصادی آنها را در مقابل رقیبان تضمین می کند.





اخلاق کاربردی

اخلاق کاربردی در حقیقت زیر مجموعهٔ اخلاق هنجاری است.به تعبیر دیگر، اخلاق کاربردی همان اخلاق هنجاری است، البته در حوزه‌های خاصی از زندگی فردی و اجتماعی.

اخلاق کاربردی در حقیقت درصدد آن است که کاربرد و اعمال منظم و منطقی نظریهٔ اخلاقی را در حوزهٔ مسائل اخلاقی خاص نشان دهد.مباحثی مانند اخلاق دانش اندوزی و علم اندوزی، اخلاق پژوهش، اخلاق نقد، اخلاق گفتگو، اخلاق محیط زیست، اخلاق سیاست، اخلاق جنسی، اخلاق همسرداری، اخلاق معیشت را می توان از مباحث مربوط به اخلاق کاربردی به شمار آورد.

اخلاق کاربردی شامل اخلاق حرفه ای هم می شود.منظور از اخلاق حرفه ای، تامل دربارهٔ ابعاد اخلاق مسائل و موضوعاتی است که به مشاغل خاصی مربوط می شود.مانند اخلاق پزشکی، اخلاق تجارت، اخلاق روزنامه نگاری و امثال آن.

به طور خلاصه می توان گفت اخلاق کاربردی، عبارت است از کاربرد و تطبیق استدلال ها، اصول، ارزش‌ها و ایده آل‌های اخلاقی دربارهٔ رفتارهای اخلاقی، اعم از رفتارهای فردی و اجتماعی، با توجه ویژه به معضلات و تعارضات اخلاقی.هدف از این نوع پژوهش نیز ارزش گذاری و ارزیابی اخلاقی و در نتیجه پذیرش یا انکار آن خط مشی‌ها ورفتارها است.

بنابراین، هر یک از مکاتب اخلاقی، دارای اخلاق کاربردی خاص خود است.برای نمونه، اخلاق کاربردی پذیرفتهٔ مکتب سودگرایی، قدرت گرایی یا قرارداد گرایی، با اخلاق کاربردی پذیرفته مکتب اخلاقی اسلام کاملا متفاوت است.زیرا هر مکتبی بر اساس اصول و ضوابط اخلاقی خود به بررسی احکام اخلاقی در موارد خاص و ارائهٔ راه حل برای موارد تعارض وظایف می پردازند.
12:54 am

لینک (زبان برنامه‌نویسی)

LINQ (لینک) مختصر کلمه Language Integrated Query بوده و یک زبان برای تقاضا از هر گونه مجموعه داده (بانک اطلاعاتی، آرایه‌ها، Xml و...) می‌باشد. این زبان بسیار شبیه زبان SQL بوده و با زبان‌های C# و Vb.NET قابل پیاده سازی است.

هدف اصلی خلق LINQ ارائه یک زبان یکتا جهت تقاضا، برنامه ریزی و فیلتر کردن اطلاعات ذخیره شده در اشیاء مختلف اعم از پایگاه داده، اشیا، آرایه‌ها و از همه مهتر XML است، این زبان قابلیت Debug شدن به صورت Runtime را دارست و بسیار قابل انعطاف است.





LINQ TO SQL

این سیستم اجازه گرفتن گزارش‌های مختلف از بانک اطلااتی SQL SERVER را به LINQ به خوبی SQL Server Compact می‌دهد.زمانی که اطلاعات بانک SQL SERVER در سرورهای Remote(راه دور) ذخیره شده باشندو به خاطر این که موتور جستجو برای این کار استفاده شده‌است، LINQ TO SQL از موتور داخلی LINQ استفاده نمی‌کند در عوض گزارش ساخته شده توسظ LINQ را به SQL تبدیل کرده و آن را موتور SQL SERVER ارجاع می‌دهد.اگر چه از زمانی که بانک اطلاعاتی SQL SERVER اطلاعات خود را به صورت (Relational Data)یا اطلاعات مرتبط ذخیره سازی می‌کند و LINQ از اطلاعات کپسوله شده در Objectها، این دو سیستم بایستی به یکدیکر متصل شوند.به همین دلیل LINQ TO SQL یک چهارچوب اتصال (Mapping Framework) را تعریف می‌کند. این چهارچوب به وسیله کلاس‌هایی انجام می‌شود که با جدولی همانند خود در بانک اطلاعاتی ارتباط دارند؛ این کلاس‌ها شامل کلیه و یا تعدادی از ستون‌های جدول مابازای خود در بانک اطلاعاتی را به صورت Data Member دارا می‌باشند.

این تطابق از طریق خواص مدل‌های ارتباطی (relational model attributes) مانند primary keys با استفاده از Attributeهای تعریف شده در LINQ TO SQL
جدولی مابازای خود به نام Customers در بانک اطلاعاتی ترسیم شده‌است و درهمین باب Fieldهای تعریف شده دو ستون جدول مورد نظر را بیان میکنند.توجه داشته باشید قبل از این که ما بتوانیم از LINQ TO SQL استفاده کنیم بایستی کلاسهای مابازای جداول بانک اطلاعاتی را تعریف کرده باشیم. در Visual Studio ۲۰۰۸ محیطی برای سهولت در طراحی و پیاده سازی این کلاس‌ها تحت عنوان mapping designer موجود می‌باشد که می‌توان به راحتی تمامی جداول بانک اطلاعاتی مورد نظر را پیاه سازی نمود.البته این سیستم در صورت اتصال به بانک مورد نظر به صورت خود کار عملیات‌های ساخت کلاسها و فیلدها با Attributeهای آن‌ها و ایجاد ارتباطات میان کلاس‌ها را انجام می‌دهد که به صورت دستی قابل تغییر می‌باشد. این نگاشت یا پیاده سازی جداول به صورت کلاس را DataContext بر عهده دارد. DataContext رشته اتصال به بانک و یا هرگونه اتصال که از IDbConnection ارث بری کرده باشد را گرفته و از آن جهت تولید گزارشات و تولید کلاس از نوع جدول مرتبط (Table<T>) با آن استفاده می‌نماید.



تبادل لینک
تبادل لینکفرایندی است که در آن مسئولین دو سایت به صورع تعاملی لینک به سایت‌های همدیگر را در سایت‌های خود قرار می‌دهند. قرار دادن لینک در سایت‌های مختلف به افزایش لینک ورودی بک لینک آن سایت می‌انجامد. تعداد بک لینک های بیشتر در نهایت رتبه سایت در گوگل را که بر اساس فاکتورهای متفاوتی از یک تا ده سنجیده می‌شود را افزایش می‌دهد.
تاثیرات تبادل لینک
ممکن است تبادل لینک با سایت‌هایی که پیج رنک بالاتری دارند با پرداخت وجه به سایتی که رتبه بالاتری دارد انجام شود. معمولاً تعداد هرچه بیشتر لینکها در سایت‌های دیگر حتی اگر از نظر افزایش ترافیک انسانی موثر نباشد، باعث خواهد شد تعداد بیشتری از ربات‌های کاوشگر گوگل از لینک‌های متفاوت وارد یک سایت شوند و این باعث خواهد شد که اطلاعاتی که در سایت قرار می‌گیرد خیلی سریعتر از زمان معمول وارد موتور جستجوی گوگل شود و حتی این زمان به چند ساعت یا چند دقیقه کاهش یابد، به این معنی که تا مطلبی در سایت قرار داده می‌شود چند دقیقه بعد مطالب در گوگل قابل جستجو خواهد بود.
انواع تبادل لینک

فرایند تبادل لینک می‌تواند به صورت دستی یا خودکار انجام شود. در حالت دستی، دارندگان وب سایت همدیگر با هم به توافق می‌رسند که تبادل لینک داشته باشند و لینک همدیگر را در سایت قرار می‌دهند.

در حالت خودکار، سایتی که رتبه بالاتری دارد معمولاً از برنامه‌های تحت وب استفاده می‌کند و ابتدا از وب مستر سایت دیگر تقاضا می‌کند که لینک را در سایت خود قرار دهد، پس از این عمل، شخص می‌تواند لینک خود را در سایت دیگر قرار دهد. معمولاً در این فرایند اگر یکی از طرفین لینک را از سایت خود حذف کند، سایتی به صورت خودکار تبادل لینک کرده‌است طی چند ساعت به صورت خودکار لینک طرف مقابل را از سایت حذف خواهد.

نوع جدید تبادل لینک موسوم به تبادل لینک سه طرفه نیز در بین صاحبان پایگاه‌های اینترنتی شناخته شده‌است. در این نوع تبادل لینک، سایت "الف" لینک سایت "ب" را قرار می‌دهد و سایت "ب" لینک سایت "ج" را و سایت "ج" نیز لینک سایت "الف" را در سایت خود قرار می‌دهد. همانطور که ملاحظه می‌شود لینک‌ها در هیچ یک از سایت‌ها بصورت تبادل دو طرفه نیست و این امر باعث می‌شود گوگل این نوع تبادل لینک را مانند تبادل لینک معمولی و یا دوطرفه تقلبی نخواند و امتیاز بیشتری به لینک‌ها بدهد.

در حال حاضر بسیاری از سایت‌های ایرانی قسمتی از سایت خود را به این قسمت اختصاص داده‌اند که منجر به افزایش پیج رنک آنها می‌شود.

البته در حال حاضر تمامی روش‌های فوق ناکارامد می‌باشند چرا که در آخرین به روز رسانی الگوریتم جدید گوگل موسم به پاندا ویرایش ۳٫۳ گوگل سایت‌هایی را که لینک خرید و فروش می‌کنند جریمه می‌نماید و حتی در موارد حاد سایت مورد نظر را از نتایچ جستجوی گوگل حذف می‌نماید.

روش صحیح تبادل لینک، روش تبادل لینک ۳ طرفه بدون حلقه می‌باشد. در این روش سایت الف به سایت ب و سایت ب به سایت ج لینک می‌دهند در نتیجه حلقه‌ای بوجود نمی‌آید و رنک گوگل نیز بطور کامل انتقال می‌یابد.
تبادل لینک سه طرفه

تبادل لینک سه طرفه نوعی تبادل لینک صورت گرفته میان سه سایت به جای دو سایت است.تبادل لینکی که امروز در بین وبمستران بسیار رایج است بیشتر از نوع تبادل لینک دو طرفه است.

اگرچه منافع زیادی برای تبادل لینک در سئو در نظر گرفته شده است ولی باید به این نکته توجه داشت که موتورهای جستجو فکر نخواهند کرد که این دسته لینکها طبیعی هستند.

در حالیکه دادن لینک به سایتهای دیگر به یکی از ویژگی های جدا نشدنی دنیای اینترنت تبدیل شده است و این فضای مجازی هم در واقع با میلیون ها لینک شکل گرفته است ، ایجاد شبکه های پویا و تبادل لینکهای بیش از اندازه می تواند سبب شود که سایتها به مزارع لینک تبدیل شوند.




پیوند ورودی
پیوند ورودی یا بک‌لینک (به انگلیسی: Backlink یا Inlink) به ابرپیوند یک وب‌گاه به وب‌گاه دیگر می‌گویند که یکی از موارد تعیین‌کننده‌ی میزان بهینه‌سازی موتور جستجو می باشد.




رتبه صفحه

رتبه صفحه یا پیج رنک (به انگلیسی: PageRank) به فناوری گفته می‌شود که بر پایه آن موتورهای جستجویی همچون گوگل وب‌گاه‌هایی که به هدف جستجوگر نزدیکترند را در رده‌های بالاتری نسبت به دیگران قرار می‌دهد. اصطلاح انگلیسی این مفهوم به دنبال لری پیج نویسنده اولیه این الگوریتم و از موسسین اولیه گوگل نام گذاری شده‌است. به این روش کاربرانی که کلمه ویژه‌ای را جستجو می‌کنند می‌توانند ابتدا وب‌گاه‌هایی را ببینند که هم به خواسته آن‌ها نزدیکتر است و هم بازدید بیشتری داشته‌است.

پیج رنک که به اختصار PR میگویند برای اولین بار در سال ۱۹۹۶ میلادی توسط Sergey Brin ابداع گردید، پیج رنک نتیجه تجزیه و تحلیل لینکهای ورودی به یک سایت است، پیج رنک رتبه‌ای است که گوگل برای یک سایت بین اعداد ۰ تا ۱۰ در نظر می‌گیرد. هرقدر این عدد نزدیک به ۱۰ باشد نشان دهنده اینست که این سایت لینکهای ورودی زیادی دارد و سایتهای زیادی به این سایت لینک داده‌اند. روش دیگر موتورهای جستجو، پردازش رتبه صفحه، با استفاده از تعداد یافته‌های خود در سایتهای اینترنتی می‌باشد. این روش، یک فناوری زیرساخت برای پدیدار گشتن «بمب گوگلی» نیز بود. ناگفته نماند که هدف از ساختن «بمب‌های گوگلی» بالاتر رفتن رتبه یک وبلاگ یا وب‌گاه در موتور جستجوی گوگل می‌باشد که معمولاً با همکاری گروه‌های مردمی ایجاد می‌شود.

البته به جز گوگل شرکت‌های دیگری هم به رتبه دهی به سایتها می‌پردازند، که یکی از آنها الکسا (به انگلیسی: Alexa) (یک سایت معتبر بین‌المللی و دارای نمودار رتبه جهانی برای سایت‌ها می‌باشد) نام دارد که الگوریتم بالا بردن رتبه سایت‌ها را بر اساس تعداد درست باز دید کنندگان انجام می‌دهد. این رتبه بندی شماره‌ای بین ۱ تا چند میلیون می‌باشد که هرچه این شماره به یک نزدیکتر باشد رتبه وبسایت شما بالاتر می‌باشد. امروزه موتور جستجوگر بینگ نیز در جستجوی جهانی نقش مهمی داشته است و حتی امکاناتی که در قسمت وب مستر تولز ارائه داده است بسیار پیشرفته می باشد.




فضای مجازی

فضای مجازی واژه‌ای است که در دهه ۱۹۸۰ وارد ادبیات علمی تخیلی شد و شاغلان در زمینه کامپیوتر و علاقه‌مندان به سرعت آن را به کار بردند و در دهه ۱۹۹۰ رایج شد. در این دوره، استفاده از اینترنت، شبکه و مخابرات دیجیتال سریعاً در حال رشد بود و لفظ فضای مجازی می‌توانست بسیاری از ایده‌ها و پدیده‌های نوظهور را نمایندگی کند.

لفظ مادر فضای مجازی سایبرنتیک است که از κυβερνήτης یونانی باستان به معنای فرماندار یا راننده مشتق شده، واژه‌ای که نوربرت وینر برای کار پیشگامانه اش در مخابرات الکترونیک و علم کنترل به کار برد.

ساعت : 12:54 am | نویسنده : admin | مطلب بعدی
فور لینک | next page | next page